مرد صاحب آن عشق تاریخی

یک بی صاحاب کله خراب بود!

با حرام کردن یک گلوله توی سرش

زندگی را کنار گذاشت

و روی آخرین ورقی که بازمانده بود

با روان نویس قرمز نوشت:

ما فعل رفتنیم

وقت صرف ما شده!