از ماست که بر ماست
خودم
با دسای خودم
دستمو شکستم
بس که نمک نداشت....
خودم
با دسای خودم
دستمو شکستم
بس که نمک نداشت....
یعنی دنیا خالی نیس.
صفحم خالی نیس.
یکی اون بیرون میخونه.
یکی هس
یکی هس...
داشتم لباسای مونده تو لباس شویی رو در میاوردم که ولو کنم.
حتما می دونی این کار برای یه پسر کلاس سومی کار سختیه.شاید بزرگ ترین کار تو عمرش!
لا به لای لباسا قفل کرست مامانم گیر کرد به شلوارکم.کلی باهاش کلنجار رفتم.باز که نشد توی بالکن نشستم. شلوارکمو گرفتم تو بغلم و زدم زیر گریه.
بهم گفت این بحثو قبلا با خیلیای دیگه کرده.گفت معمولا وبلاگایی خواننده دارن که از حاشیه می نویسن.حاشیه نویسی چیزی فراتر از پرداختن به متنه!
همینه که روزنامه های زرد هنوز چاپ می شن...
به حرف آسونه!
اگه از من می پرسیدی چی می خوای؟می گفتم هیچی ؛کاش دنیا همین جا تموم شه!البته اگه می پرسیدی...
تو مواقع عادی جواب میده اما وقتایی که خیلی عصبیه داد می زنه:جاکش بیست و دو!
منم می گم!
آمریکا یه دستگاه ملیون دلاری می خره که پوست های پلاستیکی ای که تو کارخونه ی صابون سازی خالی مونده رو تشخیص بده.بعد روسا جای این دستگاه دم ریل پر کردن صابون،پنکه کار می ذارن!
قرض و قوله هامو حساب می کنم.
با یه حساب سر انگشتی همیشه بدهکاره می شم و باید بسلفم.
تو روز به خیلی چیزا فک می کنم.
اما پای ثابت همه ی فکرام یکی دو ساله تویی.
شکلات می خورم نوچ می شه
شیرینی می خورم نوچ می شه
آبمیوه می خورم
تمبر هندی می خورم
موز می خورم
خرمالو می خورم
ترش و شیرین نوچ می شه نوچ می شه نوچ می شه...