اینگونه
such a lovely face
هتل کالیفرنیا...
such a lovely face
هتل کالیفرنیا...
لاغرمردنی ترین غول یک چشمی را که سراغ دارم، سیگار است...
می گویی: به دَرَک
باشد به دَرَک
اما همان دَرَک هم
روی نقشه ی زندگی جایی خواهد بود
خیلی آدم ها را فرستاده ای آن جا
و شاید خبر نداری اما آن ها در هیچ جای تو
حالا دیگر برای خودشان کسی شده اند!
ماشین دارند و پنجره های آفتاب گیر
و روزی دو سه وعده غذا می خورند
می بینی چه دنیایی شده؟
حتی دیگر نمی شود «به درک» اعتماد کرد!
معامله ی خوبی است
او
از شرّ تک فشنگش رها خواهد شد
من
از شرّ این ذهن پوچ بی واژه
آهای گارسون،
این ژله ی سبز رنگ، بوی مایع ظرفشویی می دهد
از همان هایی که مادرم با علم به بد بودنش، می ریخت روی اسکاچ
و دستش را تکه تکه می کرد
اگر این ژله را توانستم تمام کنم
-و با وجود مرگی که دارد از دست هایم بالا می رود-
توانستم قوری چای ام را تام و تمام بنوشم،
یک لیوان آب توت فرنگی سفارش خواهم داد
آهای گارسون،
این ژله ی سبز خیلی لعنتی است
و کوفت کن ای که در ذهنت نثار من می کنی
بسیار شایسته اش است
من نشسته ام کنار بخاری
یک گودلایفِ دیگر به درد نخور، در جیبم
یک نخ سیگار اسی بر لبم
و یک بشقاب ژله ی ان دماغی
جلوی چشم هایم که دیگر نمی بیند
آهای گارسون
بیا و مرا از شر این بشقاب رها کن
من از مرض زودانزالی رها شدم
از فکرش اما نه
از استاد جاکش ریاضی محض
و از تمام آهنگ های فرامرز اصلانی
تیر خلاص، نوش جان کردم
اما او مانده
از بین نمی رود
مثل ژله ی سبزی که گذاشته ای جلویم
و لابد به قیافه ی خنگ مریضم از آشپزخانه می خندی!
این ژله سبز است
و بوی مایع هایی را می دهد که مادرم روی اسکاچ می ریخت
مایع هایی که دست های مادرم را تکه تکه می کرد...
خوب است کنار همه ی دانسته هایت
این را هم بدانی که او اگر ژله بود
قطعا صورتی بود
با بوی شربت سرماخوردگی...
آهای گارسون...
از خانه، یخچال برفکی فیلور
از شهر، یک خیابان که از همه جا می گذرد
باقی خواهد ماند
از حساب بانکی ، عابربانکی بی موجودی
از مادر، دو میل بلند بافتنی
از رنگ، سفید یخی
باقی خواهد ماند
از کوچه، پارک مساوی پنچری
از پنجره، پرده های توری ارزان
از خیابان پاسداران، فروشگاه ارتش
باقی خواهد ماند
از مرداد، هلوهای کم آب
از زمستان، چند قطره خون در برف
از کشور، کردستان
باقی خواهد ماند
از قاچاق، بازار رسولی زاهدان
از مرگ، تفنگ سرپُر ریگی
از فرورفتن، باتلاق گاوخونی
باقی خواهد ماند
از سیاست، مرگ بر اسرائیل
از رختخواب، پتوی پاخورده ی دوازده ظهر
از لباس، لی ِ آبی برفی
باقی خواهد ماند
از امام حسین، آدیداس های تقلبی
از تهران، میدان فردوسی
از هیجان، صف رنجر پارک ارم
باقی خواهد ماند
از خانواده، داماد سرخانه
از برزیل، قهوه ی زود دم
از کوبا سیگار برگ بی جنس
باقی خواهد ماند
از تبریز، گور بابای ستارخان
از شب امتحان، ماشین حساب مهندسی
از کار و بار، یک مشت عکس تار
باقی خواهد ماند
از درد، دندان خراب کرسی بالا
از فردا، عربی/ دینی/ ریاضی
از آینده
آی باقی خواهد ماند