خواسته ی بی شرمانه ی من در روز تاسوعا
خب برو برگرد ندارد که خواندن مَقتل امام حسین هر مسلمان حتا بی خیالی را از خود بی خود می کند. مَقتل امام حسین بُعد انسانی هر کسی را نشانه می گیرد و همین باعث سرازیرشدن اشک خیلی از کم اعتقادها!!!! هم می شود. بحث اعتقاد نمی خواهم بکنم، این ها را گفتم که از دوستی خواهشی داشته باشم.
آقای مداح لطفا مَقتل امام حسین نخوانید. روز تاسوعا دست از سر ما بردارید و مَقتل را به دو زبان عربی و فارسی نخوانید. ما دل نازکیم و اشکمان دم مشکمان است و اشک امان به چشممان نمی دهد و شما وقتی می گویید: حسین گفت کمرم شکست، قلبمان از سینه می زند بیرون.
مَقتل نخوان برادر من که خودمان از جایی، مفاتیحی، کتابی، چیزی پیدایش می کنیم و خودمان خواننده می شویم و گرینده!
برادر من، دوست عزیز، یار گرامی، مداح بزرگ؛ اگر شالی که به گردنت انداخته ای راست باشد تو را به جدت قسمت می دهم مقتل نخوان که ما از خود بی خود می شویم.
در این مورد خاص من انسان خسیسی هستم، پس نخوان چون دلم نمی آید سرسوزنی از ثواب اشک ریختن من نصیب تو بشود.
نخوان برادر من... نخوان و هی جلوی چشم ما ملت ماهواره ندار ِ دل نازک رژه نرو.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 17:29 توسط کیا راد
|
هرکاری کردم اما نشد.گفتم عیبی ندارد اما نشد.درد گرفتم.درد دادی ام.