برای دختر کوتاه پوشیده دامن
تو هیچ وقت گرانی قیمت شیر را نفهمیدی
خستگی ات را
به تختم آوردم
برای تمام گریه هایت
دستمال شدم
و پاپیون های قُرص کفش هایت
حاصل گره های دست من بود
تو هیچ وقت گرانی خانه را،
و گران فروشی تاکسی ها را نفهمیدی
و هروقت خواب از چشم های شیرینت بالا می رفت
حرف های تلخ من کوتاه می آمد
صدای گرفته ی من پایین می گرفت
گلوی بغض آلود من آرام می شد
حالا چه طور می گویی؟
یعنی چه طور می توانی بگویی
حقم بود
مدل های مختلف تنهایی
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی ۱۳۹۰ ساعت 0:17 توسط کیا راد
|
هرکاری کردم اما نشد.گفتم عیبی ندارد اما نشد.درد گرفتم.درد دادی ام.