دلم ساندویچ همبرگر می ‌خواد. نصفش رو همین جا سرپا بخورم و نگران باشم دهنم شکلای زشت به خودش نگیره.  نصف دیگشو  ببرم خونه. سس‌ ها برن به خرد باگت. نونش رو نرم کنن. بیام بنشینم جلوی تلویزیون و  تلویزیون به شکل احمقانه و تکراری‌ ای روی اخبار باشه. من متفکرانه نگاه تلویزیون کنم، وانمود کنم دارم اخبار می ‌بینم اما تمام حواسم به این باشه که درست  ساندویچمو گاز بزنم؛ طوری که سُسا گند نزنن به دور دهنم..