تمام چیزی که از دنیا می خوام
دلم ساندویچ همبرگر می خواد. نصفش رو همین جا سرپا بخورم و نگران باشم دهنم شکلای زشت به خودش نگیره. نصف دیگشو ببرم خونه. سس ها برن به خرد باگت. نونش رو نرم کنن. بیام بنشینم جلوی تلویزیون و تلویزیون به شکل احمقانه و تکراری ای روی اخبار باشه. من متفکرانه نگاه تلویزیون کنم، وانمود کنم دارم اخبار می بینم اما تمام حواسم به این باشه که درست ساندویچمو گاز بزنم؛ طوری که سُسا گند نزنن به دور دهنم..
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 1:3 توسط کیا راد
|
هرکاری کردم اما نشد.گفتم عیبی ندارد اما نشد.درد گرفتم.درد دادی ام.