کوهی که منم، دردی که منم
مثل کوه پشت توئم
کوهی که قله ندارد
دامنه اش بقایای مردی فروریخته است
و عقاب بلندایش
رفیق کلک بازی ست
که سالی یک بار
برای نُک زدن به بودنم
از لانه بیرون می پرد
مثل کوه پشت توئم
کوهی که اسم ندارد
کوهنورد ندارد
و سر ماه
جیب هایش حتا
از سنگ ریزه های خدا خالی ست
می نویسم این ها را
تا خوب بدانی
کوهی که پشت تو است
یک بازنده ی به تمام معناست
و بیشتر از این که پشتت باشد
نیازمند کسی است
که پشتش باشد
تکانش بدهد
با قرص های ناباروری
جلوی زاد و ولد روزهای شبیه هم اش را بگیرد
و در گوشش بگوید: هی ی ی
سرپا بایست!
همه چیز یک روز درست می شود
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 1:0 توسط کیا راد
|
هرکاری کردم اما نشد.گفتم عیبی ندارد اما نشد.درد گرفتم.درد دادی ام.