آدم برفي‌ ها در راهند

با نيم متر خنده‌ ي سنگي

آدم برفي‌ ها كم‌كم مي ‌آيند

با شال چهارخانه‌ ي زرشكي

آدم برفي ‌ها مي‌ آيند

و آدم برفي زندگي من

با نيم متر خنده‌ي سنگي

با شال نخي چهارخانه‌

با يك چمدان پر از دامن

               كه اتوي خيلي‌ هايش به عهده‌ي من بود

دارد مي ‌رود

و اگر دكمه ‌هايش را تا سينه باز مي‌گذاشت

مي ‌فهميدم

قلب آدم‌ برفي ‌ها سردتر است يا آدم ‌برفي!