ساده، کارمند ساده
با اخم و تخم گفت من فقط یک کارمند بانکم.
یک کارمند ساده ی بانک...
و ندانست با همین جمله ی کوچک چه ویرانی ای در قلب دختر پشت خط به بار آورد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱ ساعت 23:39 توسط کیا راد
|
هرکاری کردم اما نشد.گفتم عیبی ندارد اما نشد.درد گرفتم.درد دادی ام.